یا بنت الحیدر.....

بازعمه زینب در میان حرامیان
همچین که به کربلا رسیدن بعضی راویان میگن که هرکاری کردن مرکب هاشون حرکت نکرد........
خانم وقتی فهمیدن که باید اونجا توقف کنند آماده شدن تاپیاده بشن........
آقا قمربنی هاشم وجوانان بنی هاشم همه دست به سینه خدمت خانم رسیدن که مشکلی برا خانم پیش نیاد....
خانم میگم این روزا عباس وعلی اکبری نداری که ازت محافظت کنند،ماکه بنی هاشم نمیشیم حداقل اندازه یه غلام سیاه رو ماحساب کن بذار انتخاب بشیم ازت دفاع کنیم......
کفایت میکنه به ما اذن بده همه علی اکبر وقاسم میشیم وتوراهت جهاد میکنیم.
+ نوشته شده در ساعت توسط مـــجــنـــونـــــ128ـــــ
|
دست من و تو نیست که عاشقش شدیم