خونمه.....

کربلا خونمه ،ازچی دل بکنم!؟ حق دارم که بگم ،با توهم وطنم......
بارون بارون ،چشمای گریون این شبا گریه عادتم شده.....
توی رویا شم ،کربلا باشم واسه یکی دوساعتم شده....
بااین شعر خیلی حال کردیم یادش خیر....
انشاالله قسمت بشه بین الحرمین باهم بخونیم....
+ نوشته شده در ساعت توسط مـــجــنـــونـــــ128ـــــ
|
دست من و تو نیست که عاشقش شدیم